ملت ایران روزهای تاریخیایی را سپری میکند. زیرا نیروهای محافظهکار درونی برای پایدار نگاهداشتن حکومت سلطهگر خود، دست به هرگونه قتلعامی میزنند. هزاران شهید، ده هزاران زخمی، هزاران زندانی محکوم به اعدام و هزاران مبارزی که سرانجامشان مجهول است؛ با فداکاری های خود این پیام را به دنیا دادند که دیگر در برابر ظلم ظالمان قد خم نمیکنند. در برابر تمام این بدلهایی که مردم ایران با خون پرداختند؛ نیروهای هژمون جهانی با تبلیغاتی کاذب میخواهند روی مبارزههای مردمی سایه بیفکنند. یک قطره خون هم به غیر از آزادی و دموکراسی خلقها به دلیل دیگهایی ریخته نشده. ربط دادن اعتراضات خیابانی مردم به مشکلات اقتصادی، دروغ محض رسانههای سلطهگران است.
همچنین همانگونه که در سال 1357 مردم ایران با رد منارشی پهلوی و در پی آزادی پرچم مقاومت را برافراشتند، امروز هم به همان دلیل آتش مقاومت را در هر وجب خاک ایران روشن کردهاند. ادعای سلطنتگرایی غیر از تحریف اذهان عمومی، هیچ واقعیت خارجی ندارد. همانگونه که ما در سوریه هم دیدیم، آلترناتیوهای غربی فقط به دیکتاتوری و قتلعامهای بزرگتری منتهی میشود.
همانگونه که در سال 1400 هم بود؛ مقاومتهای امروز هم با فلسفهی زن، زندگی، آزادی؛ شروع شده و ادامه دارد. زنان و جوانان ایرانی نیروی دینامیک این مقاومتهایند. سنگرهای مبارزه را تا به دانشگاهها وسعت دادهاند. دانشگاهها نمایندهی فکرهای چپ و راست نیستند؛ انها تمثیل خط سوم، یعنی خط دموکراسی مردمیاند. دانشگاهها برای اینکه اینده میهن را بسازند، بپا میشوند. ولی دانشجویان ایرانی با واکنشهای خود نشان دادند که در سیستم فرسودهی دولت اسلامی ایران؛ آینده با فقط با قلم نه؛ با خون باید نوشته شود.
مراسم جنازهی هر شهیدی مبدل به کانون بزرگتری برای گردهمآیی نیروهای انقلابی شده. دربرابر هر قطره خون شهدا با احترام قد خم میکنیم و برای ادامهی راه آنها سوگند مبارزه را با عزمی راسختر ادا میکنیم.
کژار در این برههی تاریخی برای رسیدن مبارزات مردمی در دانشگاهها و تمامی عرصههای مبارزه به افق آزادی و پایمال نشدن خون شهدا؛ خواستار تداوم اعتراضات و اتحادی یکپارچه در میان نیروهای دموکراسیگراست. همچنین حامی تمامی خیزشهای مردمیایی است که عاری از فکرهای سلطهگر و مدعی برابری و آزادی خلقهاست.
زن، زندگی، آزادی
زنده باد مقاومت خلقها
شهدا جاودانهاند.