اکنون زمان بازخواست است

پیمان ڤیان-ریاست مشترک پژاک

جمهوری اسلامی ایران از همان اوایل استقرار و تکیه بر اریکه‌ی قدرت، به‌منظور سلب اراده از جامعه‌، سیاست‌های مختلفی ازجمله‌ بازداشت، زندانی‌کردن و اعدام را به‌گونه‌ای نظام‌مند در پیش گرفت. سال‌هاست که این نظام نسل‌کش همچون آسیاب، بدون‌وقفه‌ و نظام‌مند اقدام به تخریب جامعه و سلب‌ حق حیات شهروندان می‌کند. مجازات و مکانیزم اعدام، وحشیانه‌ترین روش این نظام جهت دشمنی با هویت و موجودیت جامعه است. نظام‌های قدرت‌گرا و مستبد بعد از به‌ تسلیمیت‌گرفتن اراده‌ سیاسی و سرکوب میل و مطالبه‌‌ی آزادی‌خواهی در میان جامعه، دیگر لزومی به تداوم سیاست‌ نسل‌کشی و حذف فیزیکی نمی‌بینند؛ زیرا جامعه‌ و شهروندانی برده و مطیع شکل‌ می‌گیرد که به هرنحوی به نظام حاکم خدمت می‌کنند؛ اما تا زمانی که جامعه‌ بر آزادی‌خواهی و اراده‌ی خویش اصرار ورزد، مدام با مخاطرات و حملات مختلف نظام قدرت مواجه‌ می‌شود. نظام دولت‌ – ملت به مثابه‌ی نظامی قدرت‌گرا، جامعه را در قفسی آهنین محبوس و درصدد به بردگی‌کشاندن تمامی شهروندان است، نسل‌کشی فیزیکی و اصرار بر آن، نشان‌دهندی‌ آنست که این نظام هنوز قادر به کنترل و درهم‌شکستن‌ کامل اراده‌ی جامعه نشده است. نظام ولایی حاکم بر ایران نیز بر اساس همین ذهنیت و رویکرد شکل‌گرفته و آن را اعمال می‌کند. سال‌هاست که ماشین اعدام جمهوری اسلامی بدون‌وقفه در حال سرکوب هرگونه ندای اعتراض و حذف مخالفین است. برخورد خشونت‌آمیز و قهری این نظام با زندانیان از همان اویل به دست گرفتن قدرت، سرشت و ذهنیت آن را بر همگان عیان نمود. نظامی بر مبنای جنسیت‌گرایی، ملت‌گرایی و دین‌گراییِ دولتی شکل‌گرفته که با بی‌اعتنایی به حقوق و آزادی‌‌های خلق‌‌ها، فرهنگ‌ها و زنان، همچنان بر سیاست‌ سرکوب و یکدست‌سازی پافشاری می‌کند.‌

جمهوری اسلامی یکی از دولت‌هایی است که در راستای اهداف و منافع‌ قدرت‌طلبانه‌ی خویش، بیشترین سوءاستفاده از دین را انجام داده، سردمدارن این رژیم به دلیل جنایاتی که به نام‌ دین مرتکب شده‌اند، سزاوار اشد مجازات هستند، کسی همچون خلخالی جلاد هزاران انسان را به کام مرگ فرستاد، گورهای دسته‌جمعی را برساختند، هنوز هم از سرنوشت هزاران انسان خبری در دسترس نیست. در این میان زنان و خلق‌هایی که خواستار آزادی بودند و برای آن مبارزه کردند، بیشتر از هر کسی قربانی این سیاست رژیم شدند. از همان آغاز، حاکمان جمهوری اسلامی زنان را بزرگ‌ترین خطر برای ذهنیت و بقای نظام خویش می‌دیدند، زیرا نیرو و پتانسیل آنان را درک کرده و از آن به هراس افتاده‌بودند. هزاران زن مبارز و آزادی‌خواه در زندان‌های این رژیم مورد تجاوز قرارگرفته و اعدام شدند. یکی از شدید‌ترین و گسترده‌ترین جنایات رژیم در دهه‌ی ۶۰ به‌وقوع پیوست، با سیاست‌ اعدام و حذف فیزیکی هزاران مبارز و مخالف را از  میان برداشتند. هدف از اعمال این سطح از خشونت افسارگریخته‌ی رژیم، ترویج و تشدید فضای رعب و وحشت در میان جامعه و سرکوب هرگونه ندای آزادی‌‌خواهی و مخالفت است، به گفته‌ی وریشه مرادی، «داعش سر می‌برد و ولایت فقیه اعدام می‌کند»، هیچ تفاوتی میان ذهنیتشان وجود ندارد، هدف سلب اراده از جامعه و استیلای کامل بر آن است.

در سال‌های اخیر و با اوج گرفتن اعتراضات و مخالفت‌های جامعه، این سیاست نسل‌کشی و حذف فیزیکی توسط جمهوری اسلامی تشدید شده است. در اعتراضات ۹۶، ۹۸ و انقلاب ژن، ژیان، ئازادی هزاران نفر را با شلیک مستقیم، شکنجه و اعدام، کشتند، بسیاری از معترضان و مبارزین با سیاست‌ ناپدید‌سازی قهری رژیم مواجه شدند. جمهوری اسلامی از زندان‌ها به‌عنوان مکانی برای تسویه‌حساب و حذف مخالفان استفاده می‌کند و آزادی‌خواهان نیز آن را به عرصه‌ای برای مقاومت و مبارزه  مبدل کرده‌اند. بدون‌شک در این نبرد، نیروهای مقاومت‌گر و آزادی‌خواه پیروز خواهند شد. زنان حتی در زندان نیز نقش پیشاهنگی خود را ایفا می‌کنند و با مقاومت و مبارزه خویش، مانع از آن می‌شوند  که جامعه اراده و ایمانش تضعیف شود، این بزرگ‌ترین ایستادگی و پیکار با نظامی است که کمر همت به نابودی جامعه بسته‌ است. با آغاز انقلاب ژن، ژیان، ئازادی، نیرو و پتانسیل آزادی‌خواهی زنان برجسته‌تر شد و همچنان که همگان شاهد شدند، تمامی جامعه را به حرکت و تکاپو واداشت. دو سال از آغاز انقلاب ژن، ژیان، ئازادی می‌گذرد و این رویداد باشکوه, مرحله‌ای نوین از مبارزات آزادی‌‌خواهانه زنان و خلق‌های ایران را رقم زد. این انقلاب تفاوتی اساسی با اعتراضات و مخالفت‌های گذشته دارد. فلسفه، شعار و مطالبات شفاف و منسجم آن سبب شد که اکثریت اقشار و گروه‌های مختلف به آن بپیوندند و مبارزه به‌شیوه‌ای گسترد‌ه‌تر و رادیکال‌تر صورت بگیرد. این انقلاب ذهنیت نظام مستبد، جنسیت‌گرا و تمامیت‌خواه حاکم را رد کرد و راهکار و آلترناتیوی کارآمد و متناسب با حقیقت جامعه را جهت گذار از بحران و معضلات ارائه کرد. بدون‌شک انقلاب ژن، ژیان، ئازادی آغاز رنسانی نوین در خاورمیانه است. در پرتو این فلسفه‌ و با پیروزی این انقلاب، تمامی خلق‌ها قادر به برساخت جامعه و حیاتی آزاد خواهند بود.

درصورت عدم ذهنیت و نظامی نوین که در آن همزیستی ‌مسالمت‌آمیز‌ خلق‌ها مبنا و محور قراربگیرد، تغییرحکومت‌ها دردی را دوا نخواهد کرد و زندگی‌ همچنان در مسیر تباهی به پیش خواهد رفت، جامعه نیز از بحران و کائوس نجات پیدا نخواهد کرد. تا زمانی که خلق‌ها به سطحی از شناخت و توان نرسند که قادر به تعیین سرنوشت و مدیریت خویش شوند، لاجرم سیاست سرکوب و هدایت جامعه توسط نظام قدرت‌گرا و تمامیت‌خواه تداوم پیدا خواهد کرد. خلق‌‌های ساکن در جغرافیای ایران از تجربیات زیادی در این زمینه‌ برخوردار هستند، در یک قرن گذشته به رغم مبارزات و انقلاب‌های مختلفی که صورت گرفته، اما همچنان اراده و هویت جامعه مورد بی‌اعتنایی واقع شده و نظام‌ قدرت‌گرایی و سرکوب به اشکال و شیوه‌های مختلف ادامه پیدا کرده است. گسترش انقلاب ژن، ژیان، ئازادی، تداوم و اصرار بر اینکه به پیروزی رساندنش به‌رغم تمامی سرکوب‌ و خشونت‌های افسارگریخته‌ی جمهوری اسلامی، ناشی از همین مسئله‌ است. خلق‌های ایران به این درک و باور رسیده‌اند که با فلسفه‌ی ژن، ژیان، آزادی قادر به حفظ هویت و نیل به آزادی خود می‌شوند.

 تشدید فشارها، سرکوب و به‌ويژە کشتار نظامند و اعدام‌ مخالفین و مبارزین توسط جمهوری اسلامی نیز ناشی از هراس شدید آنان و تلاش برای پیشگیری، کنترل و سرکوب انقلاب است. اکنون ما شاهد شکل‌گیری عمیق‌ترین و گسترده‌ترین شکاف میان جامعه و حاکمان هستیم. رژیم, مشروعیت خویش را از دست داده است. حال اکثریت قریب‌به‌اتفاق جامعه و خلق‌‌های ایران به این نتیجه‌ رسیده‌اند که این نظام کاملا در تضاد با منافع و خواست آن‌‌هاست.

رژیم با توسل به هر راهکار و مکانیزمی درصدد سرکوب فریاد و مبارزات آزادی‌خواهانه‌ی خلق‌های ایران است. تشدید فشار بر پیشاهنگان انقلاب, به‌ويژە زنان و جوانان و افزایش شمار اعدام‌ها ناشی از همین مسئله‌ است. رژيم به‌گونه‌‌ای هراسناک، سراسیمه و بی‌پروا به اعمال خشونت روی آورده، اعدام زنان به‌ بهانه‌‌های مختلف بسیار بیشتر شده است. با توجه‌ به آمارهای منتشره شده، ۷۰ درصد اعدام‌های صورت گرفته در جهان مربوط به ایران است. در سال گذشته ایران ۸۰۰ نفر را اعدام کرده که در این میان ۲۱ نفر زن بوده‌اند. در سال ۲۰۲۲ در کل جهان ۲۲ زن اعدام شده‌اند که ۱۶ نفر آن‌ها در ایران اعدام شده‌اند. اکنون ایران رکورددار اعدام زنان در سطح جهان است. این سطح از خشونت و دشمنی با زنان، یکی از دلایلی است که زنان در تمامی عرصه‌های مبارزه، از خیابان تا زندان به ایفای نقش پیشاهنگی می‌پردازند. بزرگ‌ترین ضربه را زنان به ٰرژیم وارد کردند و تابو و سنگرهایش را یکی یکی درهم می‌کوبند و مسیر مبارزه و پیشروی جامعه را هموارتر می‌کنند. افزایش اعدام‌ زنان، سیاست‌ تشدید پدیده‌ی کودک‌همسری، پایمال نمودن حقوق و آزادی‌‌های زنان به‌گونه‌ای سیستماتیک و دفاع از متجاوزان، راهکار و مکانیزم‌های جمهوری اسلامی برای انتقام گرفتن از زنان است.

زندانیان سیاسی زن با مقاومت حماسی‌ای که امروزه در زندان‌‌های رژیم از خویش به نمایش می‌گذارند، از موجودیت و هویت تمامی زنان و خلق‌ها دفاع می‌کنند. آنان جهت بهروزی و آزادی‌ خلق‌ها با جان خویش و به‌گونه‌ای رادیکال و انقلابی در سخت‌ترین شرایط به مبارزه ادامه می‌دهند. مقاومت در زندان را به فرهنگی  مبدل کرده‌اند که رژیم یارای مقابله و سرکوب آن را ندارد. این فرهنگ و شیوه‌ی مقاومت با پیشاهنگی و ازخودگذشتگی‌ حسن‌ حکمت دمیر، شیرین علم‌هولی، فرزاد کمانگر، علی‌حیدریان، فرهاد وکیلی، حسین‌خضری و حبیب‌الله ‌گلپری‌پور ترویج و استحکام یافت و امروزه مبارزینی همچو زینب‌ جلالیان، وریشه مرادی، پخشان‌ عزیزی و دیگران آن را ادامه می‌دهند. بدون شک ایستادگی و عدم‌تسلیمیت در برابر سیاست‌ و فشارهای رژیم، مستلزم هدفی شفاف، متعالی و پایبندی به حیات آزاد است.

 زینب‌ جلالیان ۱۷ سال است که بدون‌وقفه و با ثبات قدم و اراده به این مبارزه و ایستادگی ادامه می‌دهد. وی اکنون به نماد و اسوه‌ مقاومت در برابر رژیم مبدل شده است. پخشان و وریشه نیز به‌عنوان پیشاهنگان راستین انقلاب ژن، ژیان،‌ ئازادی، همان مسیر را در پیش گرفته‌اند. نامه‌ها و مواضع این مبارزین روحیه‌بخش و نقشه‌راهی است برای گسترش و تداوم مبارزه ما زنان در راستای آزادی تمامی زندانیان. رژیم درمانده‌ی جمهوری اسلامی نیز با توسل به هر راهکار غیرانسانی و جنگ‌ويژە، درصدد درهم‌شکستن این مقاومت و مبارزه است. این زندانیان را از بدیهی‌ترین و ابتدایی‌ترین حقوقشان محروم می‌کند. اگر این زندانیان زنان کورد، عرب یا بلوچ باشند، فشار، محدویت و محرومیت‌‌ها به اوج می‌رسد و تمامی مرزهای اخلاق، انسانیت و تعقل را درمی‌نوردد. این زندانیان اکنون با جانشان هزینه‌ی این پایداری و ایستار شرافتمندانه‌ی خود را می‌دهند. رژیم نیز کاملا بر این امر واقف است که این قهرمانان «سرَ می‌دهند اما سِرّ نمی‌دهند». توسل به راهکار ضد‌انسانی و غیراخلاقی اعدام توسط رژیم نیز اثباتی است بر این ادعا. به‌رغم تمامی فشارها و افزایش احکام اعدام به‌ويژە در رابطه با زنان، نه‌تنها ندای آزادی‌خواهی زندانیان سیاسی سرکوب نشده، بلکه برعکس شاهد آنیم که روز‌به‌روز شمار بیشتری از آزادی‌خواهان با الهام‌گرفتن از این ایستادگی حماسی زندانیان سیاسی زن به صفوف مبارزه و مقابله با رژیم ملحق می‌شوند. بدون شک سیاست اعدام نیز جمهوری اسلامی را نجات نخواهد داد و این رژیم درصورت پافشاری بر ذهنیت و سیاست‌کنونی‌اش، در بن‌بستی که در آن گرفتار آمده از بین خواهد رفت.

در سالی که گذشت در سطح ملی و بین‌المللی کارزار و فعالیت‌های مهم و موثری برای حمایت از زندانیان سیاسی صورت گرفت. پژاک و کژار نیز با به راه انداختن کمپین‌های مختلف و برگزاری تجمعات و انجام فعالیت‌های دیگر، نقش پررنگی در این حمایت‌ها ایفا کردند. به‌ويژە تلاش و فعالیت‌های مستمر کژار برای افشا و بیان سیاست‌هایی که رژیم در قبال زندانیان، علی‌الخصوص زندانیان سیاسی زن در پیش گرفته و همچنین، معرفی و اطلاع‌رسانی صحیح و گسترده در رابطه با شخصیت، مبارزات و مطالبات زندانیانی همچو وریشه مرادی، پخشان عزیزی، نرگس محمدی، گلرخ ایرایی و …بسیار موثر واقع شده است. حمایت‌های زنان افغانستانی، بلوچ و عرب از این زندانیان نیز برجسته و قابل‌توجه بود. بدون شک ایستار انقلابی، جسورانه و کم‌نظیر پخشان عزیزی و وریشه مرادی نیز سبب شد که افکارعمومی‌ در داخل و خارج ایران به‌مراتب بیشتر متوجه سیاست‌های سرکوبگرانه‌ی رژیم و مبارزات آزادی‌خواهانه‌ی زنان ایران شود. قطع‌یقین پایداری و مبارزه‌ی این زندانیان سیاسی تاثیر مستقیم و بسزای بر دیگر حوزه‌های مبارزاتی و جامعه دارد. لذا بر تمامی آزادی‌خواهان و به‌ويژه زنان است که از این پیشاهنگان دربند حمایت کنند. همچو پژاک از اهداف و مبارزه‌ی این پیشاهنگان حمایت می‌کنیم و جهت آزادی‌ آن‌ها در تمامی عرصه‌ها به تلاش و فعالیت‌ها‌یمان ادامه خواهیم داد. ما در قبال تمامی کسانی که برای آزادی مبارزه می‌کنند و هزینه‌ می‌دهند، خودمان را مسئول دانسته و از آن‌ها حمایت و پشتبانی می‌کنیم. لازم است که تمامی‌ خلق‌ها و علی‌الخصوص زنان و جوانان جامعه‌ی ایران با تمام توان و با هماهنگی و انسجامی بیشتر از زندانیان سیاسی حمایت کرده و مبارزات آزادی‌خواهانه را گسترش و تدوام بخشند.

 گسترش کارزار سه‌شنبه‌های «نه به اعدام» در تمامی زندان‌های ایران بسیار مهم و تاثیرگذار خواهد بود. بایستی خانواده‌ و بستگان زندانیان سیاسی با هماهنگی و اتحاد بیشتر برای آزادی آن‌ها به میدان آمده و مردم نیز از آن‌‌ها حمایت کنند. شعله‌های آتش جنگ و نسل‌کشی در خاورمیانه زبانه می‌کشند و زنان نیز بیشتر از هر قشری قربانی این جنگ و خونریزی‌ها هستند. یکی از اهداف اصلی این جنگ، مقابله با جمهوری اسلامی ایران است، لذا برای پیشگیری از قربانی شدن بیشتر خلق‌های ایران، بسیار مهم و حیاتی است؛ که این خلق‌ها در عرصه‌های مختلف به خود‌سازماندهی روی‌آورده و آمادگی‌های لازم را کسب کنند. زمان آن فرارسیده که همگی در سایه‌ی ملت‌ دمکراتیک گرد هم آمده و به دفاع از خویش بپردازیم. هیچ نیرو و قدرتی خارجی قادر به حل مشکلات و مسائل خلق‌های ایران نیست، تنها نیروی خلق‌ها و جامعه می‌باشد‌ که قادر به حل‌دمکراتیک مسائل و گذار از بحران‌ها را دارد، پروژە ملت دمکراتیک یگانه راه‌حل کارآمد و متناسب با جامعه‌ی ایران است. در صورت آمادگی و اتحاد خلق‌‌ها، قطع‌یقین به پیروزی بزرگی دست خواهیم یافت. در این مقطع لازم است که تمامی جامعه آمادگی کامل داشته باشند، زنان، جوانان و به‌ويژە دانشجویان و دانش‌آموزان می‌توانند نقشی بسیار مهم و تاثیرگذار ایفا کنند.