آناليز پلاتفرم فرامليتي زنان

بسي شاماري تحلیل‌گر سیاسی و عضو شورای مدیریت پلاتفرم فراملیتی زنان

با توجە بە آنکە نە تنها ما بلکە تمامی احزاب، تشکل‌ها و سازمان‌های مردمی از داشتن رسانەهای بزرگ و پر مخاطب بی‌سهمند ، لذا جهت کسب اطلاع بیشتر از پلاتفرم دمکراتیک فراملیتی زنان بە ضروری می‌دانیم کە ابتدا معرفی کوتاهی از این تشکل در فرم اساسنامە  ارائە نمائیم، باشد با مطالعە آن درک استراتژی ،اهداف و تاکتیک‌های ما در این دوران بە غایت حساس, جهانی و نقش زنان در آن بهتر درک گردد. فعالیت‌های پلاتفرم دموکراتیک فراملیتی زنان از ابتدای شکل‌گیری، بر ایجاد ارتباط با تشکل‌های بین‌المللی، احزاب و سازمان‌های سیاسی، افراد منفرد و فعالان مستقل متمرکز بوده است. این فعالیت‌ها با هدف ارتقای آگاهی جامعه، به‌خصوص زنان، انجام گرفته است. اعضای پلاتفرم در سمینارها، کنگره‌ها، پنل‌ها، همایش‌ها و نشست‌های سیاسی متعددی شرکت کرده‌اند تا بتوانند صدای زنان را به سطوح بالاتر برسانند.

این پلاتفرم تلاش کرده است تا با شکستن مرزهای ملی, فعالیت‌های خود را به شکل فرامرزی و فراملیتی پیش ببرد و به‌عنوان الگویی برای اتحاد و مبارزه جمعی عمل کند. همچنین, در راستای حمایت از جنبش‌های زنان در ایران و کوردستان, اقدامات عملی و رسانه‌ای انجام شده و تلاش شده است تا اخبار و مسائل مهم زنان در این مناطق به گوش جهانیان برسد.

یکی از دستاوردهای مهم این فعالیت‌ها، ایجاد تعادل در تعداد اعضای ملیت‌های مختلف در پلاتفرم بوده که باعث شده است تا این تشکل از تبدیل‌شدن به یک گروه تک‌ملیتی جلوگیری کند.

فعالیتهای پلاتفرم شامل موارد زیرمیباشد:

        شرکت فعال در سمینارها، کنگره‌ها و نشست‌های بین‌المللی برای طرح مسائل زنان و ارتباط با دیگر جنبش‌های زنان در سطح جهان

        برای نمونه ما در «کنفرانس جهانی زنان پایه» در تونس و در «شورای سیاسی  بین المللی زنان آلمان در دانشگاه شهر کاسل آلمان شرکت داشتیم

        خبررسانی و تحلیل مسائل روز از طریق رسانه‌های مجازی و نوشتاری

        ایجاد کمپین‌های حمایتی برای زنان زندانی و فعالانی که در معرض تهدید و آزار هستند

        تدوین بیانیه‌ها و مقالات تحلیلی در مورد وضعیت زنان در ایران، کوردستان و جهان

        حضور در همایش‌های جهانی و ارائه دیدگاه‌های جمعی پلاتفرم

        مبارزه علیه سیستم‌های پدرسالار و ضدزن از طریق تحلیل و نقد ساختاری

        تلاش های فراوان ما برای ایجاد بالانس میان اعضای ملیت‌های مختلف ساکن ایران در پلاتفرم هنوز به بار ننشسته است

        فعالیت رسانه‌ای گسترده در مدیا وشبکه‌های اجتماعی

همانگونە کە ملاحظە میفرمائید، فعالیتهای ما از همان آغازین روزهای کار جمعی بر محور ایجاد ارتباط با تشکل‌های بین المللی، احزاب و سازمان‌های سیاسی، افراد منفرد و فعال و مبارزین بدون تشکل ایجاد گشت و توافق جمعی بر تحلیل مسائل روز و سعی در جهت ایجاد امکان ارتقائ آگاهی جامعە و در راس آن زنان بود. در این راستا هر یک از اعضا بە زعم خویش سعی در شرکت در سمینار، کنگرە، پانلهای متعدد،همایش و نشستهای سیاسی بسیاری داشتە و همزمان سعی در ادامە این کنش مهم و انقلابی را داریم. در این راە اما با مشکلات فراوانی نیز برخورد نمودەایم کە شاید بە جرات توان گفت اگر ایمان بە صداقت در گفتار و رفتار تک تک اعضا و دیسیپلینی پولادین در راستای اجرای بند بند اساسنامە موجود نبود ، هیچگاە حضور این پلاتفرم در صحنە سیاسی امروز کە دستخوش حوادث بسیاری در بیست سال گذشتە بودە است را امروز شاهد نبودیم.

البتە لازم بە ذکر است کە در این مدت با موانع و مشکلات متعددی هم برخورد نمودەائیم از جملە:

        فقدان حمایت مالی و امکانات لازم برای اجرای پروژە‌ها و همایش‌ها

        حضور افرادی که تلاش برای انحراف مسیرپلاتفرم داشتەاند

        تعصبات ملی، زبانی و حزبی

        فشارهای امنیتی و سیاسی از سوی دولت‌ها

        پلاتفرم برای مقابله با این مشکلات اقداماتی نظیر

        ایجاد انسجام و دیسیپلین میان اعضا مانند

        نظارت دقیق بر ورود اعضای جدید به پلاتفرم

        ایجاد ساختارهای مشورتی و تصمیم‌گیری جمعی

        افزایش شفافیت در فعالیت‌ها و اطلاع‌رسانی به‌موقع

پلاتفرم بر روال عادی عضوگیری و مشروط بە پذیرش اساسنامە هموارە سعی در جهت گرفتن اعضای بیشتر نمودە است. اما در این گذار اولویت, بر این اساس پایە نهادە است کە تعداد اعضای ملیتی بر دیگر ملیتها پیشی نگیرد و شاید بە همین جهت توانستەایم تا بە امروز بالانسی متعادل را حفظ نمودە و گامی در جهت شکستن حاکمیت ملی- ملیتی را برداریم.

راهی کە تا بە امروز پیمودە شدە واقعا پر فراز و نشیب بودە است ، با علم بە آنکە از احزاب نیز نمایندەهایی در میان گروە مشغول بە فعالیت می‌باشند ، مکررا این موضوع مطرح گشتە کە فعالیتهای ما بیشتر در جهت اخبار و حوادث بە طور مثال کوردستان قرار دارد و در مورد دیگر ملیتها کمکاری نمودەایم. نقدی کە مدتها در میان نشست‌های هفتگی بیشترین وقت را بە خود اختصاص دادە, اما استدلال و خرد جمعی باعث گشتە کە این مهم بە معضلی بدل نگشتە و مانع ادامە فعالیت‌ها نگردد. این شاید یکی از دستاوردهای مهمی است کە دیگر تشکل‌ها می‌توانند از آن بهرە, تجربە عملی دریافت دارند کە ما توانستیم با اعتماد بە همدیگر شکاف عظیمی در سیاست سیستم دولت- ملت کە ما همگی محصول آن تربیت و آموزشیم ، بوجود آوریم. با وصف داشتن تردید، انتقاد و گاهی عدم اعتماد چگونە می‌توان با روحیە مبارز انقلابی و پایبندی بە پروژە مورد توافق جمع بر اینچنین زائدەای کە مسبب انحلال دهها حزب سیاسی گشتە و بعدها در قالب انشعابات حزبی رخ برون نمودە. اما عملا بە دلیل این انشعابات و تشقق منفعل گشتە و اعضای آنها دچار سرخوردگی‌های سیاسی فراوانی گشتەاند . این امر در واقع بە دلیل حضور نمایندە تشکلی زنانە اما کورد بە وجود آمد، در هیبت بیشتر بودن اعضایی با ملیت کوردی جان گرفت و باعث گشت کە پلاتفرم بازنگری مجددی در این مورد نماید کە بالاناس تعداد اعضا با ملیت و گویش متفاوت را بیشتر مورد محاسبە قرار دهد.

 جالبترین بخش این کنش دفاع از فعالیتهای پلاتفرم در مورد موضوعات عدیدە ملت کورد و کوردستان از جانب رفقای فارس بود کە بە عینی تجلی ارتقائ فکری گروە و باور بیشتر بە امکان پایەریزی نمودن سیستم سیاسی آیندە ایران و دیگر کشورها با مینیاتوری پر آیین، زبان، ملیت میباشد کە در صد سال گذشتە با سیطرە سیستم دولت ملت, مورد بزرگترین اجحافات و ناعدالتی و همزمان جنگ و ناملایمات سیاسی قرار گرفتەاند. فعالیتهای ما نە تنها در سال ٢٠٢٣ بلکە از همان بدایت روزهای آغاز بە فعالیت‌های سیاسی‌مان در راستای تحلیل ، پشتیبانی، خبررسانی و فعالیت‌های معمول امروز در کانالهای مجازی جهت پشتیبانی از آن و همزمان پرداختن بە نقش زنان بودە است.

در بخشی از مبحث اشارە بە نفوذ افراد در احزاب و تشکلهای سیاسی نمودیم، اشارە نمودن بە زمان بیست سال گذشتە شاید شامل حال ایران باشد اما غافل از آن نیز نباید بود. در سطح جهانی سیستم پدر- مردسالار و ضد زن هموارە گامی پیشتر از فعالین و مبارزین راستین برداشتە و توانستە با حربەها و ابزار متعدد مانع از اجماع جمعی مخالفین گردد. این متد را بە وضوح در چرخش جهانبینی اطلاعات سپاە پس از موج جنبش سبز و از سال ١٣٨٨ شاهد بودەایم. اعزام فوج عظیمی از زنان کە بە جرایم واهی دستگیر و در زندان تهدید و تمهید گشتە و روانە بازار سیاست فرامرزی و اغلب اروپا گشتند یکی از دهها معضلاتیست کە پلاتفرم نیز با آن مواجە گشت. اما بە میمنت تجارب پرارزشی کە تک تک اعضا در تشکل‌ها و احزابی کە قبلا با آنها همکاری نمودە و بعدها آنالیز صحیح چالشها و تهدیها موفق گشتیم تا حد زیادی عاملیتی منطقی و راسخ جهت عدم رشد این افراد در پلاتفرم ایجاد نماییم.

این نیز می‌تواند یکی از تجارب کاری موفق ما برای رفقای خارج از کشور باشد کە بە صرف آمار بالای اعضا ، بە دست خود عاملیت انشقاق و تفرقە را فراهم نیاورند. امری کە بدان اشارە نمودیم با دقت عمل انجام گرفتە و بە هیچ وجە جنبە سانسور و امحاء شخصی را در بر نداشتە است. بلکە پس از ورود اشخاص بە جمع ، با دقت مورد بررسی قرار گرفتە و در پریود زمانی مشخص کە برای تصمیم در جهت شرکت این اشخاص در کمیتەهای کاری در نظر گرفتە شدە است. تصمیمی جمعی در آن مورد کە هموارە ربط مستقیم بە دادەهایی داشتە کە شخص مورد  نظر، خود ما را بە آن حساس نمودە و کنکاش نمودەایم. این امر هر چند در چندین دورە مشکلات بزرگی را برایمان فراهم نمود اما بە مرور زمان روتین گشت و امروز وقتی کە بە حضور آن اشخاص در دیگر گروهها و نشست‌های سیاسی می‌نگریم ، براستی از راسخ بودنمان در این نحوە کار گروهی شوری انقلابی را در خود احساس می‌نماییم.

 چرا کە واقفیم بە آنکە برای مبارزاتمان مبدا و مقصدی ترسیم ننمودە و بە خوبی میدانیم در این کارزار، زمان نقاب از چهرە بسیاری برخواهد داشت و احزاب و تشکل‌ها هر چند با قدمت چند سالە اما سیستمی شدە هنوز به دنبال ارائە آمار بالای اعضا هستند. این خود یکی از دلائل آن است کە کارهای عملی تک تک آنها انگشت شمار و گاها هیچ میباشد. در رابطە با فعالیتهای سال ٢٠٢٣ متاسفانە باید گفت همزمان با دستگیری رفقا پخشان عزیزی و وریشە مرادی ما در گروهمان دستبگریبان مشکلات بسیاری در رابطە با درج اخباری کە بە زعم اکثر ما بخش غیر واقعی و بخش غیر ضروری برای مطرح نمودن در جمع و خبرسازی نمودن بودند پیش آمد. کە این باعث کم کاری بزرگی در طول چند ماە اولیە دستگیری و ربودەشدن قهری این رفقا بود اما دیگر بار و با بهرە بردن از اطمینانی کە اعضای گروە بە هم داشتند پلاتفرم توانست آن مشکل را حل و بر آن فائق آید و بالافاصلە در جهت صدای زندانیان شدن, اقدامات عملی شکل گرفت. اشارە نمودن و برشمردن کارهای عدیدە این پلاتفرم را نمی‌توان در متن مقالە گنجاند اما جهت آگاهی خوانندگان محترم, باید اشارە نمایم کە لیست کامل این فعالیتها در کانال‌های مجازی ما و عمدتا در تلگرام بە سمع عموم رسیدە وآرشیو بندی گشتە است. مقالات نیز در روزنامەهای مردمی و گاها انقلابی چون مجلە زنان شرق ، روزنامەهای مختلف اروپا از جملە ایتالیا، اسپانیا، فرانسە، کشورهای عربی، ترکیە  و دیگر کانالهای پیشرو و انقلابی درج و پخش شدە است.

با توجە بە شرایط حاد کاری و موقعیت خانوادگی  و عدم دسترسی بە امکانات مالی آنچنانی، متاسفانە ما بەطور مستقل نتوانستەایم همایشی را برنامەریزی و انجام دهیم. اما با حضور فعال اعضا در همایش‌های بزرگ فکر میکنیم یکی از تشکل‌هایی می‌باشیم کە توانستەایم با وصف تمامی مشکلاتی کە در ذیل بە آن اشارە شد، بازتابی از فعالیتهای سیاسی و اجتماعی در جهت ارتقائ هر چه بیشتر آگاهی زنان از مسائل منطقەای و جهانی باشیم. مسائلی کە هیچ عاملیت ملی، مذهبی، جغرافیایی باعث نادیدەگرفتن مسائل‌شان برایمان نبودە است از افغانستان و با حضور پرشور و فعال نمایندەای از سازمان راوا، تا میانمار و سودان و آمریکای جنوبی و کل خاورمیانە مبحث و میدان مبارزە و سر تیتر مقالاتمان بودەاند.

همانگونە کە اشارە نمودیم مبارزاتمان را جهان شمول دیدە و از بند قید زمان فارغ، فلذا برنامە سال آیندە چون پنج سال گذشتە طبق مسائل روز و هفتگی برنامەریزی میگردند, اما با وصف این توصیف نکات زیر در ردەبندی فالعیت‌های سال پیش رو قرار گرفتە شدە  است.

 برنامههای سال آینده را بر اساس تحولات روز و نیازهای جامعه زنان تدوین خواهیم کرد. برخی از اولویتها شامل:

        گسترش شبکه ارتباطی با تشکل‌های بین‌المللی

        ایجاد کمپین‌های حمایتی برای زنان زندانی

        تداوم فعالیت رسانه‌ای و تولید محتوای آگاهی‌بخش

        تلاش برای برگزاری همایش‌ها و نشست‌های بین‌المللی

        تمرکز بر ارتقای سطح آگاهی زنان در مسائل سیاسی و اجتماعی

در رابطە با دستگیری رفیق و همراە مبارزمان وریشە مرادی، پلاتفرم جزء اولین تشکل‌هایی بود کە با بیان‌نامە و کمپین‌های مختلف صدای وی گشت. دوران بیست روز اعتصاب غذای ایشان کمپین ویدئوهای تصویری و کارزار, صدای زندان را فعال نمودیم. در آن راستا رفقا با چالش‌های عدیدەای دستبگریان گشتند و همین عاملیت شناخت بیشتر از جامعە فعالین خارج از کشور گشت کە تا چە حد در بند تعصبات ملی و حزبی گرفتارند و این امریست کە با آن باید برخورد جدی نمودە و در دست اقدام نیز قرار گرفتە است.

 فراز و فرودهای بسیاری در صحنە و میدان سیاست اروپا، آمریکا و دیگر نقاط خارج از ایران وجود دارد کە همگی از عدم شناخت صحیح این سیستم ضد زن و ضد طبیعت ناشی گشتە و زنان را کم باورتر بە همدیگر نمودە است. طیف وسیعی در دایرە ضدیت با سیتم حاکم اما با بهرە گرفتن از ابزار همین حاکمیتند و بخشی در هالەای از ناامیدی بە تغییر بسر میبرند. جهان نامبردە با سرعت سرسام آوری بە سوی سرکوب هرچە بیشتر خلقهای تحت ستم و زنان پیش میرود. حضور غیر قابل انکار فاشیسم و نازیسم در فضای سیاسی موج میزند و صاحب قدرتان بی مهابا از راستروترین و تندروترین احزاب راست رادیکال در مناسک خیمەشب مابانەی انتخابات کاغذی بر مسند قدرت مینشینند. قراردادهای ننگین صد سال گذشتە بسر آمدە و سیستم در راستای تقسیم مجدد قدرت خاورمیانە را بە آتش و خون کشاندە است و در این میان همچنان کە تاریخ ننگین سیستم مرد و پدرسالار شاهد آن بودە و میباشد. هموارە زنان، کودکان، طبیعت و رنج‌دیدگان قربانیان اصلی این جنگها و کشمکشهای منطقەای بودە و خواهند ماند. امروزه در شرایطی پاسخگوی سوال شما عزیزان در رابطە با تاثیر فعالیتهایمان در تشکلیابی زنان هستیم کە یگانە نقطە امید دمکراسی و برابری در خاورمیانە مورد تهاجم نیروی سیاە و ساختە و پرداختە آمریکا و متحدانش، اسلام سیاسی در فرم و نامهای مختلف و با مدیریت ترکیە در خطر جدی قرار دارد. روژآوایی کە برای ما و کار جمعیمان از همان بدایت روزهای آغاز کارمان ، الگو قرار گرفت و در تمامی مباحثمان بە آن اشارە نمودەایم و اکنون همتراز با دیگر فعالیتهایمان در رابطە با صدای زندان سعی خواهیم نمود گوشە کوچکی باشیم از پازل پراکندە اما بسیار قوی و مسمم این پروژە سیاسی در سطح جهانی و در راس آن میان زنانی کە از آنان امید را گرفتەاند.

قرن بیست و یکم در حال تبدیل شدن به قرن انقلاب برای زنان و مردمانیست است کە بیدارند و آگاه. با مبارزه زنان آزاد، زندگی جدید قدم به قدم رشد نمودە است و امروز خواهان ، زندگی آزاد در برابر ستمگران، اشغالگران و فاشیسم بودە و  بر هر قلب، و زبانی در این عصر جدید شعار زن, زندگی, آزادی جاریست.

 در قرن بیست و یکم، ما نیز در دورانِ ازهم‌گسیختگیِ اجتماعی زندگی می‌کنیم. طبقاتِ قدیمی درحالِ فروریختن هستند، ارزش‌های قدیمی ازیک‌دیگر می‌گسلند، و نهادهای تثبیت‌شده که چنین به‌دقت توسطِ دو قرن توسعه‌ی سرمایه‌دارانه پرورانده شده‌اند, دارند جلوی چشمان‌مان می‌گندند. مانندِ اجدادِ رنسانسی‌مان، ما نیز در دوره‌ی تاریخیِ بالقوگی‌ها زندگی می‌کنیم، دوره‌ی کلیت‌ها، و ما نیز درحالِ جستجو هستیم. از روی نخستین پرتوهای نور بر اُفُق، جهتِ حرکتِ خود را می‌جوییم.  زمانه‌ی این‌گونه از ناپایداری، هر دهه آبستنِ نسلی از دگرگونی‌ها در شرایطِ پایدار است. باید بازهم فراتر بنگریم، به قرنی که پیشِ روی ماست؛ باید برای رهاسازیِ تخیل‌ورزیِ انسان تاحدِ امکان جسور باشیم و کنکاشگر، قرنی کە متفکرین ، فلاسفە ، روزنامە نگاران بدون مرز و نویسندگان را بە جرم دگر اندیشی زندانی مینماید و برای کا‌هش فشار طبقات سطحی جامعە استفادە از هوش مصنوعی را همگانی مینماید در واقع دوران اعلام جنگ با تفکر، با اندیشە آزاد و فرهنگ است ، دوران انزوای هرچە بیشتر انسان و اتمیزە نمودن جامعە می‌باشد.

این ساختارها بی‌شک مهم هستند، و به همین ترتیب درک دقیق ما از ساختارها نیز مهم است. اما این مردم هستند، که در نهایت تحولات را به پیش می‌برند. غرض از مردم، هم آنهایی هستند که در جامعه‌ی مدنی، جنبش‌ها و جامعه‌ی سیاسی کار و فعالیت می‌کنند و هم کسانی که نهادهای دستگاه دولتی را در سطوح مختلف هدایت می‌کنند، از متخصصان و تکنوکرات‌ها تا رهبران امور اداری، بورکرات‌ها و تصمیم‌گیران سیاسی.

واقعیت آن است که  این مردمان کار و فعالیت‌ها‌‌یشان را در چارچوب و زمینه‌ی یک ساختار معین پیش می‌برند، که همواره در حال تغییر و تحول است. این تحولات هم به شکلی ساده و خطی پیش نمی‌رود و تابع متغیر‌های گوناگون داخلی، منطقه‌ای و جهانی است. جهانی کە در حال حاضر آبستن تغییرهای شگرف و بنیادیست از هر گوشە از جهان نوای گوش‌خراش جنگ بە گوش میرسد و همزمان تحمیق مردم با رسانەهای ضد بشری و استفادە از آکادمیکرهای وجدان فروختە است.

اگر نخبگان در حکومت، خودشان مبتکر تغییرات نشوند و داوطلبانه تسلیم خواست‌های دموکراتیک مردم نشوند، فشار از پایین، توسط جنبش‌های مردمی افزایش می‌یابد و آنها را وادار به پذیرش دموکراسی خواهد کرد. اما این که آیا یک جنبش مردمی به یک نظام دموکراتیک منتهی می‌شود یا نه، تنها و فقط نتیجه‌ی شرایط مطلوب یا نامطلوب ساختار اجتماعی یک کشور برای ظهور دموکراسی و قدرت آن جنبش در مقابله با حکومت استبدادی نیست بلکە عدیدە فاکتورهای دیگری در بە انجام رسیدن این امر نقش آفرینند آنچە مهم است بیداری مردم است. سازماندهی و استفادە صحیح و بە موقع از بزنگاه تاریخی برای زدن آخرین ضرنە بر پیکر پوسیدە نظام دولت- ملتی کە نمود و نمونەاش در خاورمیانە کم نیست اما هرآنچە هست محکوم بە مرگ سیاسی و پیوستن بە زبالەدان تاریخیست.

انقلاب «زن، زندگی، آزادی» یک واقعه و حرکت تحول ساز در تاریخ مبارزات جهانی علیه همه تبعیضات و نابرابری‌ها می‌باشد. به همین خاطر مورد حمایت هر انسانی که به هر گوشه ای از تبعیضات موجود معترض است، قرار گرفته است, و در جریان است در این این راستا نیز به دستاوردهایِ معینی هم دست یافته‌ است. محافظه‌کاران را به ستوه آورده و ترس از سرکوب را کم‌رنگ کرده است. با این جنبش، جامعه‌ی ایران گام بزرگی در مسیر دموکراسی برداشته است و  دیگر به دوره‌ی قبل از انقلاب ژن, ژیان, ئازادی باز نخواهد گشت. فرهنگ سیاسی ایران، یک تحول جدی را شاهد بود، که احترام به تکثر، خشونت‌پرهیزی و دفاع از حقوق فردی از مؤلفه‌های آن  در طول دوسال واندی گذشتە بودە و در ادامە این راە باید دید اعتلای سیاسی هستە مرکزی این انقلاب در کف خیابانها چە حماسە دیگری را و با چە شگردهای نوینی خلق خواهند نمود. اما هر چە کە بشود فراموش نکنیم امید بە پیروزی و شعار «مبارزە زندگیست» زیر پوست معترضان جاریست و این تغییر ذهنیتی ایمان بە فایق آمدن بر هر مشکل و سد و بندی را می‌آفریند، ایمان بە آنکە پیروزی از آن ماست.

با پشت‌سر گذاشتن ‌بیش از چهارو نیم دهه سرکوب و خونریزی، هنوز  طرح  لاپوشی جنایات رژیم و تغییر نمادین توسط سوپاپها اطمینان تبیین شدە از طرف سیستم پول و سرمایە در داخل و خارج از کشور را میبینیم. بحث بخشش و فراموشی مسئله سازش با آمرین و عاملین جنایات را به میان می آورند که مبلغ بی حسی اجتماعی هستند. گویا این انسان نماهای قرن ، جامعۀ آسیب دیدۀ ما را محکوم به فرو خوردن و درونی تر کردن دردها، رنج ها وآلام می کنند. همواره به ورطۀ تحمل درد و رنج بیشتر سوق می دهند. اطاقهای فکر تجویزی افسانەای دارند کە کلیشە وار  در اکثر جوامع خستە از اجحاف بکار میگیرند و آن حربە جامعه را تشویق به فراموشی سیاسی و محکوم به تجربه کردن دوبارۀ کشتارهایی مشابه نمودن است اما خوشبختانە ما پس از تجربە سالها بی‌حسی اجتماعی شاهد انقلابی ذهنیتی در ایران گشتیم کە آهستە و پیوستە پس از انقلاب ذهنیتی ژن, ژیان, ئازادی، از تندراه‌های بسیاری گذر نمود و هنوز ستون اصلی اعتراضات در کشورو منطقە جنگ زدە خاورمیانە است. همراهی زنان بلوچستان ،الاحواز، مازنی، ترکمن و آذری اتفاق بسیار نادری بود کە امروز بە وقوع پیوستە است و همزمان نمود واقعی بیدارزنی در میان زنان از اقصی نقاط جهان بە گوش میرسد.

پیاممان بە تمامی زنان، آزادیخواهان، دگر اندیشان، فعالین حوضەهای مختلف کاری و اجتماعی ، اجماع عمومی و پشتیبانی از صدای زندان و انقلاب روژآوا میباشد. پخشان عزیزی ماهها پیش با ثبت جنایاتی کە در حقش روا داشتە و شکنجە شدە و تحقیر گشتە است. اما با صلابت رو بە تک تک ما نمود و نوشت آزادی بهایی سنگین دارد و مرگ جایگاهی بس ارزشمندتر از زندگی در سایە بردگی دارد . وریشە مرادی قبل از آغاز اعتصاب غذایش بە جنگ‌های منطقەای و تنش‌های محلی اشارە نمود و گفت نگذارید این موارد بانی عدم تمرکز بر امور مهم و اصلی گشتە و اهمیت پشتیبانی از زندان  را کمرنگ نماید، اجازە ندهید این بازی, سیستم شما را از شرایط آزادیخواهان دربند غافل نماید. این دوسطر از نامە رفقا ختم کلام این مقالە است کە برای رسیدن بە آزادی و جهانی بهتر برنامەریزی ،تشکل‌یابی، ارتقاء آگاهی و از جان‌گذشتگی اصول اولیە میباشند.

پیام پلاتفرم برای زنان این است که مبارزه برای آزادی و برابری باید ادامه یابد. شعار “زن، زندگی، آزادی” نه‌فقط یک شعار، بلکه یک استراتژی برای ساخت جهانی آزاد و حقوق برابر است.