دیروک بوتانعضو کمیتۀ آموزش کژار

زنان به درازای تاریخ برای جامعه پیشاهنگی کرده‌اند، این پیشاهنگی یکی از خصیصه‌های طبیعی زنان است. زن نیز همچون گیتی همواره خود را نو و بازآفرینی می‌کند. حیات مانند آبی روان همواره در جریان و حرکت است. جوهر و سرشت زن بدور از ایستایی و سکون است. به همین دلیل هیچ شخص نیرو و نظامی نمی‌تواند توان و تاثیرگذاری زن را نادیده بگیرد. زن با نیرو و شناخت خود همواره روشنی‌بخش زندگی بوده، هرگونه اقدامی علیه زن و در راستای نابودی آن، به‌معنای به‌ تباهی و تاریکی کشاندن زندگی است. بدون زن، زندگی عاری از معناست. با شکست و سرکوب زن، جامعه، انسان و طبیعت و حیات اجتماعی دچار شکست، سرکوب، انحراف و کائوس گشت. با گذشت زمان این بحران و کائوس به حدی رسیده که دیگر قابل انکار، چشم‌پوشی و پینه کردن نیست. جای راستی و درستی را غلط و اشتباه گرفت. روزبه‌روز بر دامنه‌ی تاریکی و عدم شناخت افزوده شد و در این میان، انسان نیز باخود بیگانه و دچار سردرگمی شد. زن را محاصر و تسخیر کردند، او را به بند کشیده و از دیده‌ها پنهان کردند. ذهن و روانش را تخریب و ویران کردند. بنا به خواست و نیاز و منافع خودشان، به شخصیت و ظاهر و روان زنان شکل و فرمی دیگر دادند. زن دیگر به سرمایه و مِلکی مبدل شد که مال دیگران بود. این اعمال و پروسه‌ی به بردگی کشاندن، به‌گونه‌ای سیستماتیک و برنامه‌ریزی‌شده اجرا شد و تاکنون نیز به اشکال مختلف ادامه دارد. طی ۴۵ سال گذشته و با آغاز حاکمیت جمهوری اسلامی در ایران، زنان به‌شدت تحت فشار و سرکوب قرارداشته‌اند، مسئله‌ تنها محدود به حجاب‌اجباری نبوده و آنچه در جریان بوده و هست، دشمنی، فشار و ضدیتی ایدئولوژیک و سیستماتیک است. ضدیتی است با حیات آزاد و حقیقت زندگی. تحت نام دین و اسلام و ناموس، زنان را به بند کشیده و در قفس خانه زندانی کردند. زندگی خانوادگی را هرچه بیشتر دچار تحریف کرده و از جوهر و معنا و کارکرد راستینش بدور ساختند. تحمیل حجاب بر زنان، تحمیل حجاب بر زندگی‌ است. با روی کارآمدن جمهوری اسلامی ایران، تمامی این اعمال ضدزن و فشار و سرکوب شکل قانونی به‌خود گرفت و تحت‌نام اجرای قوانین و اجرای احکام اسلام سعی در مشروعیت بخشیدن به این ظلم و استثمار کردند. این نظام سرکوب و استثمار حتی برای نحوه‌ی خدمت زنان به مردان و دولت و حاکمیت نیز قوانین و راهکارهایی را مشخص و معین کردند. در چارچوب این نظام و تفکرش، زن خوب و الگو کسی است که به بهترین شکل و بدون هیچ‌گونه اعتراض و مخالفتی به مردان و دولت خدمت می‌کند. رژیم تیپ زن بسیجی را ترویج و تبلیغ کرد، زنانی که به‌شیوه‌ای نظامند به دولت و نظام قدرت‌گرا خدمت می‌کنند، این زنان مادامی که از جوهر و سرشت خویش دور گشته‌اند، می‌توانند در بخش‌های مختلف نظام و ساختار مدیریتی هم جای بگیرند، می‌توانند کارمند و رئیس و نماینده و …شوند. سبک زندگی‌ای را برای زنان معین کرده‌اند و خارج از آن، جرم و ضدیت با نظام تلقی می‌شود. زنانی که با این تفکر و سبک زندگی و فشارها مخالفت و مبارزه می‌کنند، با انواع مجازات و سرکوب‌ها مواجه شده‌اند. از زندان و شکنجه گرفته تا اعدام و قتل تحت‌نام دفاع از ناموس و اسلام. هدف اصلی نظام این است که زنان نتوانند با اراده، تفکر و خواست خود برای زندگی‌شان تصمیم بگیرند. در این نظام زنان حتی نمی‌توانند برای بدن خودشان هم تصمیم بگیرند. لحظه به لحظه‌ی زندگی زنان تحت کنترل قرارمی‌گیرد.

به‌رغم تمامی این اعمال غیرانسانی و تمامی سرکوب و فشارها، زنان هیچ‌گاه امیدشان را از دست نداده و به اشکال مختلف در حال مبارزه و مقاومت بوده و هستند. نه با زندان و شکنجه و نه با انواع محرومیت‌ها و محدودیت‌ها نتوانسته‌اند خواست و خیال آزادی‌خواهی را در میان زنان ازبین‌ ببرند. بسیاری از زنان چه به شیوه‌ی فردی و چه به‌شیوه‌ی جمعی و سازماندهی شده به دفاع از حقوق و آزادی‌‌هایشان برخاستند. از فمنیست‌های رادیکال تا فمنیست‌های اسلامی به مبارزه با قوانین مردسالاری برخاسته‌اند. بدون‌شک مبارزات این زنان ارزشمند و قابل تقدیر است، اما به سطح و توانی نرسیده که زنان قادر به دفاع از خویش، دستاورد و ارزش‌هایشان باشند. یا اینکه تمامی جامعه را به حرکت وا داشته و باخود همراه کنند. این عدم کلیت‌مندی و ضعف‌سازماندهی سبب شده که نیرو و توان زنان تضعیف شده و اتحادی منسجم شکل نگیرد. در سال‌های گذشته‌ کمپین‌های مختلفی از سوی زنان به‌راه انداخته شد، ازجمله در مقوله‌ی مخالفت با حجاب اجباری، بسیاری از آن استقبال کرده و حجاب اجباری را کنار نهادند. یکی از ضعف‌های اساسی مبارزات زنان در سال‌های گذشته، عدم شکل‌گیری اتحاد و مبارزه‌ای مشترک و منسجم‌ بوده. رژیم نیز با توسل به ماشین تبلیغاتی و نهادهای آموزشی و امکانات بسیار زیادی که در اختیار داشته، جنگی ويژه و روانی را علیه زنان آغاز کرده، زنانی را که بدون حجاب اجباری در جامعه ظاهر می‌شوند و یا برای گرفتن حق و آزادی‌هایشان به خیابان آمده و مطالباتشان را مطرح می‌کنند، به‌عنوان کسانی که سعی در تخریب اخلاق و نظم جامعه می‌کنند، معرفی می‌کند. اقشار ناآگاه و متعصب جامعه را علیه زنان مبارز تحریک کرده و به جنگ با زنان می‌فرستد. اسید‌پاشی، خشونت و قتل‌های بیشمار تحت نام دفاع از ناموس، برخی از نتایج این سیاست‌های رژیم است. با قتل حکومتی ژینا به بهانه عدم رعایت حجاب اجباری، در جامعه موجی از اعتراض و انزجار از حکومت و نهادهایش شکل گرفت، روزبه‌روز گسترش یافت و با شعار «ژن، ژیان، آزادی» انقلابی شکل‌گرفت که پایه‌های نظام را به‌ لرزه درآورد. اقشار مختلف جامعه به مخالفت با این ذهنیت مردسالار و مرتجع برخاستند. به خیابان‌ها آمده و یک‌صدا فریاد زدند «ژیان، ژیان، آزادی». باردیگر با پیشاهنگی زنان، تمامی جامعه از هر فرهنگ، ملیت، زبان و آیینی دور هم جمع‌شده و با اتحاد و همبستگی‌  کم‌نظیر به مبارزه با جمهوری اسلامی پرداختند. تاکنون نیز به رغم تمامی عملکرد‌های غیرانسانی و غیراخلاقی نظام حاکم، این انقلاب به اشکال مختلف ادامه دارد. این مبارزه تنها در مخالفت با حجاب اجباری نیست، بلکه مبارزه‌ای است برای حیاتی آزاد بر مبنای هویت و اراده‌ای آزاد. مبارزه‌ای است علیه ذهنیت و حاکمیت نظام مردسالاری و تمامیت‌خواهی. این انقلابی ذهنیتی و فرهنگی است با پیشگامی زنان و جوانان. زنان امروزه نیز در تلاش برای ایفای همان نقش پیشاهنگی و تاریخی خود هستند. زنان آگاه و توانمندتر شده و بدون‌وقفه در تکاپو و مبارزه برای نیل به آزادی هستند و در این راه، از هیچ‌گونه تلاشی دریغ نمی‌ورزند و برای هرگونه هزینه و مشقتی نیز آماده‌اند. انقلاب «ژن، ژیان، آزادی» زندگی، اخلاق، سیاست و فرهنگ است. اراده‌مندی جامعه‌ی انسانیت است. انقلابی‌ست برای حیات و جامعه‌ای نوین. بایستی زنان با اتحاد و سازماندهی‌ای به‌مراتب فراگیر و منسجم‌تر به مبارزه ادامه دهند و با سرشت و حقیقت خویش برای انسانیت، جامعه و زندگی پیشاهنگی کنند.