هر طرح و برنامهی زن ستیزانهی دولت، نشان ترس دولت ایران از پایان یافتن حیات خویش است.
در ابتدا همچون جامعهی زنان آزاد شرق کوردستان، سیاستهای زن ستیزانهی رژیم مردسالار ایران را محکوم مینماییم و بیان میداریم زنان به سطحی از آگاهی و هوشیاری رسیدهاند که دولت ایران حتی با اجرایی نمودن سیاستهای غیراخلاقی خویش قادر به آن نیست ارادهی خلق و در راس آنان نیز زنان را نابود سازد.
ایران از جمله دولی است که آمار روزانه خودکشی 11 تن و در مجموع سالانه 4069 تن را به خود اختصاص داده است. بنابر آخرین آمار رسمی در ایران در بین هر 100 هزار نفر، 6 تن در سال، به خود کشی روی میآورند، این در حالیست که بیشتر خودکشیهای صورت گرفته در ایران، به دلایل گوناگون از سوی دولت اعلام نمی گردند. ایران در آمارهای جهانی،رتبه دار است و در بین شهرهای آن نیز، ایلام،کرماشان،لرستان،بلوچستان، سنندج و بیشترین آمار خودکشی را به خود اختصاص دادهاند. همین امر نیز نشان از آن دارد که رژیم مستبد و اقتدارگرای ایران، به هیچ وجه قادر به تحمل حضور فعال زنان در هیچ عرصهای نمیباشد و سعی بر آن دارد تا از هر روشی که شده صدای زنان را خفه نماید. روزانه شاهد خشونتهای اعمال شده علیه زنان هستیم. پدیدههای همچون اسیدپاشی،اعدام زنان، کشتن زنان بر مبنای باورهای سنتی و عناوین ناموسی، ازدواج کودکان و …. نمونههای بارزاست. از سوی دیگر سکوت دولتمردان و عدم اعتراض هیچ نهاد و سازمانی نه تنها نشان از رضا دارد،بلکه با بکارگیری تمامی روشهای غیر انسانی، زنان را به پایان دادن به حیات خویش سوق میدهد. بعنوان نمونه میتوان به چندین نمونه از خودکشی اقشار مختلف جامعه و بویژه زنان نام برد. در 23 همین ماه خبرخودکشی دختری در مریوان را شنیدیم که خویش را به دار آویخته بود. همچنین در 26 همین ماه، پیرمردی 57 ساله به حیات خویش پایان بخشید. از سوی دیگر زنی30 به نام فریده ص. فرزند حسین، از سقز بارها مورد هجوم و آزار همسرش که عضو ادارهی اطلاعات شهرستان سقز و مسئول پخش موادمخدر بوده، قرارگرفته، اما علی رغم آشکار بودن تمامی این شکنجهها، مسئولان سکوت اختیار کردهاند. این عمل کاملا حاکی از دست داشتن دولت در تمامی سیاستهای زن ستیزانه است که به شیوههای گوناگون و از طریق افراد مختلف، سعی بر نابودی همهی ارزشهای اخلاقی دارد.
سالانه شاهد آمار روزافزون خودکشی و خودسوزی زنان درشرق کوردستان و ایران هستیم. سیاستهایی که دولت علیه زنان انجام میدهد،ازآن جهت که زنان هیچ جایگاهی در جامعه نداشته باشند و حضورشان کمرنگ شود. این دقیقا همان چیزیاست که ذهنیت جنسیتگرای دولت ایران خواهان آن است. از سوی دیگر لازم است بدانیم که گرچه خودکشی زنان، بدین معناست که دیگر شرایط موجود حاکم بر جامعه را قبول نخواهند کرد، اما با این عمل نیز، ما باز هم مشاهده مینماییم، این زناناند که بار دیگر قربانی میگردند.
از همینرو همچون کژار بر این باوریم که زنان شرق کوردستان و ایران بر وضعیت موجود که لحظه به لحظهاش معیارهای اخلاقی جامعه، مورد هدف قرار گرفته میشود، آگاهاند. بر همین مبنا آنچه که فراتر از تمامی راهکارها برای زنان لزومیت می یابد، این است که زنان بتوانند در تمامی ابعاد از خویش دفاع نمایند و از سوی دیگر شیوهای کاملا سازماندهی شده، دایرهی فعالیتها و مبارزات خویش را گسترش بخشند تا زمانیکه بتوانند به سیاستهای زن ستیزانهی دولت ایران پایان بخشند.
جامعهی زنان آزاد شرق کوردستان – کژار
17/5/2016